یک حس دوگانه: تجربه بازی جان‌دانا در جزیره

  • مکانیک‌ها
  • طراحی هنری
  • صدا و موسیقی
  • روایت

تجارب زیادی هستند که من و شما نسبت به آن‌ها احساسات دوگانه‌ای داریم؛ برخی از آن‌ها دو یا چند حس نامرتبط و برخی دیگر دو حس متضاد را برایمان تداعی می‌کنند. مثلا ممکن است یک بازی را دوست داشته باشیم اما چون خیلی سخت است ته دلمان کمی هم حس عصبانیت داشته باشیم. یا شاید یک بازی را نپسندیم اما قدرت گرافیکی‌اش یک حس احترام را در ما ایجاد کند. جان‌دانا در جزیره هم تجربه‌ای در این مایه‌ها بود؛ یک بازی که خیلی خوب بود اما بازهم یک حس دوست‌نداشتن یا غریبگی در من ایجاد کرد. در ادامه مطلب سعی می‌کنم بیشتر این حس دوگانه را شرح بدهم. در جهت انتقال یک حس دوگانه، از قیاس زمین‌شناسی استفاده می‌کنم.

جان دانا در جزیره
جان دانا در جزیره

پوسته

رنگ و لعاب بازی حرف ندارد. طراحی‌ها دقیق و بانمک هستند. انتخاب رنگ‌ها یک فضای بسیار زنده و دوست‌داشتنی خلق کرده است. طراحی پس‌زمینه و رابط کاربری خیلی خوب از آب درآمده‌ و در کنار طراحی با جزییات و زنده شخصیت‌ها، نمره کامل را نصیب جان‌دانا در جزیره می‌کنند. به ویژه در مورد شخصیت‌های آقا گاوه و خود جان‌دانا، ظرافت‌ طرح‌های پایه همراه با دقت در متحرک سازی، ترکیبی ساخته که بیا و ببین و هیچ توضیحی نخواهد توانست حق مطلب را ادا کند. دقت به نکاتی مثل نوع لباس و تیپ و قیافه شخصیت‌ها برای سازندگان، حائز اهمیت بوده است و در مورد هر شخصیت به خوبی دیده می‌شود.

فقط در مورد پس‌زمینه‌ها، در بعضی مراحل، به ویژه قسمت‌هایی که در سیاره فضایی‌ها بودم، اشکالات ریزی دیدم که در تصویر یک مورد را مشاهده می‌کنید. این سیر نزولی ضعف در طراحی، از مراحل ابتدایی به سمت مراحل آخر، نکته‌ای است که در مورد تعدادی از تولیدات داخلی صدق می‌کند. البته ممکن است دلایلی فنی برای توجیه این مشکلات وجود داشته باشند که من از آن‌ها بی خبر باشم.

اشکالات طراحی پس زمینه
اشکالات طراحی پس زمینه

ریزبینی‌ها و سلیقه‌های متحرک‌سازی هم جالب کارشده‌اند. در مورد هر شخصیت یک دسته انیمیشن‌های ثابت و مجزا ساخته شده تا تنوع در حرکات حفظ شود و هر شخصیت مخلوقی خاص جلوه کند. برای مثال در مورد خود جان‌دانا، به جز زمان‌هایی که در حال حرکت و فعالیت و شیطنت است، وقتی ایستاده هم می‌توانید نفس‌کشیدنش را ببینید. در مورد جان‌بابا هم شاهد هستیم که هر از چندی طی یک حرکت پهلوانانه خودش را روی زمین میاندازد تا تعدادی شنا برود. اما از همه باحال‌تر آقا گاوه و جزییات صورت‌اش است که در هر لحظه خیلی قشنگ نشان می‌دهد که آیا خوشحال است یا عصبانی. به شخصه مایل بودم متحرک‌سازی‌ها کمی سریع‌تر و هیجانی‌تر می‌بودند، اما همین حالا هم چیزی کم ندارند.

آخرین افزودنی این معجون دلچسب صداگذاری آن است که در کنار طراحی و انیمیشن، کاری کرده‌است کارستان. صدای شخصیت‌ها با هم خیلی تفاوت دارند اما مهم‌تر از آن، با صداهای بازی‌های دیگر هم فرق دارند و به جز دو مورد اصلا تکراری نیستند. حتی اینجا هم دقت‌نظر سازندگان خودش را نشان می‌دهد. مثلا برای جان‌دانا در هنگام بالا و پایین رفتن از نردبان یا طناب صدای نفس نفس زدن گذاشته‌اند. صدای راهنمایی های جان‌بابا که قرار است چیزی را غیر مستقیم به ما بگوید، تقریبا هر دفعه لبخند به لبتان خواهد آورد. اما گل سرسبد صداگذاری آقا گاوه است که بعضی اوقات با خندیدنش و بعضی اوقات با آوازخواندنش شما را شاد خواهد کرد. مثل همیشه اما کوتاه بودن قطعات ضبط شده به گوش می‌آمد. جالب‌ترین نکته این است که بازی موسیقی ندارد، اما این مسئله هیچ ضربه‌ای به تجربه آن وارد نمی‌کند.

جان دانا در جزیره
جان دانا در جزیره

گوشته

برنامه‌نویسی و اجرای مکانیک‌ها و گیم‌پلی، مثل سایر موارد، تقریبا بی نقص بود. اول اینکه بازی در طرح معماها و راه حل‌های منطقی موفق عمل کرده است. با توجه به رده‌بندی بازی، مراحل اولیه بسیار روان و منطقی هستند. درجه سختی بازی‌ هم در دو قسمت اول مراحل کاملا استاندارد است. به این نحو که نه به آسانی می‌توانید مراحل را سریع و بی‌فکر تمام کنید، نه قرار است پای تلفن جان بدهید تا به مرحله بعد برسید. دوم اینکه با استفاده از سیاست‌هایی مثل پیدا کردن اشیا مخفی و پایان ماموریت با رعایت محدودیت زمانی، بازی شما را دعوت می‌کند که هر مرحله را حداقل دوبار تمام کنید.

در عین حال این مسائل، مشکلات جانبی دارند. مسیر صعودی درجه سختی بازی به طور استاندارد، پیشرفت نمی‌کند. در مراحل اول، همه چیز آسان و خوب و معمولی است. در دسته دوم مراحل، بازی کمی جنبه چالشی پیدا می‌کند و شاید بتوانم بگویم لذت‌بخش‌ترین قسمت هم مراحل در اعماق جنگل بودند، چرا که تعادل درجه سختی ماموریت‌ها خیلی خوب بود. دسته سوم مراحل تقریبا سخت و زمان‌بر هستند و بعضی اوقات ممکن است خسته‌کننده باشند. این معضل در مورد مراحل آخر به اوج خودش می‌رسد و شاید احساس کنید که بازیساز دوست دارد هیچ وقت به پایان بازی نرسید، برای اینکه هرچه از ابتدا با استفاده از فکر و منطق و محاسبه پیش‌آمده‌اید، در آن جا متوجه می‌شوید که انگار یک‌سری چیزها از دست شما خارج است و محکوم به شکست هستید. اشکالی که دارم از آن صحبت می‌کنم سخت بودن بازی نیست، بلکه سخت شدن غیرمنطقی آن در مراحل آخر است.

جان دانا در جزیره
جان دانا در جزیره

هسته

جان‌دانا در جزیره، یک بازی تقریبا کامل و یک تجربه متفاوت در میان بازی‌های داخلی بود. نکات مثبت فراوانی داشت که به آن‌ها اشاره کردم. اشکالاتی هم به نظرم رسیده بود که در هر مورد آن‌ها را برایتان گفتم. اما جدای از مسایل فنی، چند مورد دیگر هم درباره اصل بازی، یا به اصطلاح فلسفه و روح آن به نظر حقیر آمد و لازم دانستم آن را با شما و با بازیساز در میان بگذارم. مواردی که آن حس دوگانه ابتدای متن را ایجاد کردند.

اول اینکه به نظر می‌رسد جان‌دانا در جزیره از آن دسته تولیداتی باشد که با نیم‌نگاهی به مسائل فرهنگی تولید شده و در اهداف خودش تاثیرات مثبت فرهنگی را شامل می‌شود. در بازی، آموزه‌های مثبت کم نیستند. اصلا همینکه بازی، مثل اندکی تولیدات معلوم‌الحال در بازار، سعی نکرده با استفاده از زباله‌های فرهنگی برای خودش جذابیت ایجاد کند کلی جای شکر دارد، چه برسد که به مسائل مربوط به مصرف آب، احترام به بزرگتر و نقش ارتباطات خانوادگی به طور ضمنی و غیر مشهود اشاره کرده است.

اما همینجا بعضی چیزها توی ذوق می‌زنند. اول اینکه به جز مادربزرگ مهربان، هیچ کاراکتر دیگری در بازی خانم نیست و فضای بازی بسیار مردانه است: جان‌دانا، جان بابا، هیکل‌خان و جان‌عمو، سیبیل در سیبیل در بازی هستند. شاید بهتر باشد بازی‌هایی مثل جان‌دانا که با نگاهی دلسوزانه تولید می‌شوند، سعی کنند در جهت کسب مخاطب، با درنظرگرفتن بازیکنان خانم، دامنه انتشار و طبعا تاثیرگذاریشان را گسترش بدهند.

مورد بعدی، زورچپان کردن مولفه‌های فرهنگی-اخلاقی در تولیدات داخلی، اعم از بازی و انیمیشن و کتاب و مجله است که اینجا یک نمونه از آن را دیدم. برای شروع مراحل فضایی، بازی با روایت اینکه جان‌عمو را فضایی‌ها می‌دزدند، از شما می‌خواهد به فضا رفته و او را نجات دهید. در اولین آشنایی‌مان با جان‌عمو، او را در حال نمازخواندن می‌بینیم و لحظه‌ای بعد فضایی‌ها او را می‌ربایند. چند مرحله بعدهم، وقتی می‌خواهیم جان‌عمو را از زندان فضایی‌ها نجات بدهیم، می‌بینیم که در زندان هم دارد نماز می‌خواند. این موارد، چند سوال برای من ایجاد کرد که از این طریق آن‌ها از شما و از سازندگان می‌پرسم.

سوال اول: اصلا چرا باید فضایی‌ها جان‌عمو را بربایند؟ دزدیده شدن آقا گاوه کافی بود تا انگیزه لازم برای این سفر در بازیکن ایجاد شود و شخصیت جان‌عمو به طور ناخوشایندی اضافی است. در حقیقت، تمام بدبختی‌های مراحل آخر تقصیر همین بنده باخدا و نمازخوان است.

سوال دوم: جان عمو چون نماز می‌خواند ربوده شد؟

سوال سوم: در میان زمین و زمان و در سیاره دیگر و در طی یک عملیات نجات، نماز خواندن جان‌عمو چه ربطی به کل روایت دارد؟ بهتر نبود حداقل بعد از آزاد شدن و به نشانه شکرگذاری مشغول عبادت می‌شد؟ راستی در فضا قبله را چه‌گونه پیدا می‌کنند؟

سوال چهارم: آیا من می‌توانم، پس از انجام این بازی، در ناخودآگاهم بین نماز و زندان و ربوده‌شدن توسط فضایی‌ها ارتباط ایجاد‌ کنم؟

سوال پنجم: چرا فقط جان‌عمو نماز می‌خواند و چرا همیشه مادربزرگ و پدربزرگ‌ها نمازخوان هستند؟ آیا من می‌توانم بین کهولت سن و نماز در ناخودآگاهم ارتباط ایجاد کنم؟

سوال آخر: آیا قرار است من پس از انجام این بازی بین نماز و یک کانسپت مثبت در ناخودآگاهم ارتباط ایجاد کنم؟ اگر بله، به نظر شما آن انتزاع مثبت چه خواهد بود؟

مورد دومی که در مورد فلسفه بازی به نظرم رسید در مورد سیاست‌های درآمدزایی آن بود. هم شما و هم من می‌دانیم که روش‌های مختلفی برای کسب درآمد از طریق تولید نرم‌افزار و برنامه وجود دارند. تبلیغات و خریدهای درون برنامه‌ای از معمول‌ترین این‌ها هستند. نکته‌ای که در مورد هر دو این موارد هست اینکه موفقیت آن‌ها وابسته به تکرارپذیری و جذابیت بازی است. نتیجه اینکه بازی‌ای پردرآمدتر خواهد بود که جذاب‌تر و سرگرم‌کننده‌تر باشد. در مورد جان دانا بدون شک این موضوع درست است که بازی سرگرم کننده و جذاب است. اما برای بازشدن هر سری از مراحل باید سکه خرج کنید، سکه‌هایی که از قضا تعداشان برابر است با کل سکه‌هایی که بازی در ازای تمام کردن تمام ماموریت‌ها به طور کامل، یعنی سه ستاره، به شما خواهد داد. به زبان دیگر، یا باید تمام مراحل را کامل کنید، یا اگر حوصله اینکار را ندارید یا اصلا نمی‌توانید و بازی برایتان بیش ازحد سخت است لطفا سرکیسه را شل کنید. اگر هیچکدام از این موارد را هم نمی‌پسندید بروید یک بازی دیگر انجام بدهید چون هیچ راه دیگری برایتان در نظر گرفته نشده است. اینجا بود که حس کردم در یک صحنه زورگیری در فضای مجازی هستم.

برای رفتن به مراحل بعدی باید همه ستاره‌ها را کسب کنید
برای رفتن به مراحل بعدی باید همه ستاره‌ها را کسب کنید

کره زمین

در نظر گرفتن همه مواردی که برایتان گفتم ما را به این نتیجه می‌رساند که جان‌دانا در جزیره یک بازی موفق و خوب است و تجربه آن برای هر بازیکنی لذت‌بخش خواهد بود. بنده پیشنهاد می‌کنم حتما ۱۰ مرحله اول بازی را امتحان کنید و حتما نظراتتان را برای ما بنویسید.

دانلود بازی جان دانا در جزیره

دانلود کافه بازار Cafe Bazzar

دسته‌بندی

آخرین نظرات