چهارشنبه، ۱۳ اسفند ۱۳۹۹
خانه / اختصاصی / نقد و بررسی بازی Terrorarium

نقد و بررسی بازی Terrorarium

بازی Terrorarium یک بازی جدید از استودیوی مستقل Stitch Media است. استودیویی که با وجود سابقه‌ی نسبتا زیادش، چندان شناخته شده نیست. علت این شناخته شده نبودن هم مشخص است، Stitch Media بازی‌های مستقل چندان درخشانی در کارنامه‌ی خود ندارد. رزومه‌ی این استودیو از چند بازی مستقل کوچک، بدون نوآوری خاصی در هیچ‌کدام تشکیل شده است؛ در نتیجه طبیعی است که چندان شناخته شده نباشد.

بازی Terrorarium

بازی Terrorarium یک بازی پازل پلتفرمر سه بعدی است که شاید در نگاه اول، بازی امیدوارکننده‌ای به نظر برسد، اما چنان مشکلاتی جدی و عمیق دارد که باعث می‌شود این عنوان هم همانند دیگر بازی‌های Stitch Media به سرعت از مرکز توجهات دور شود.

نخستین و بدون شک مهم‌ترین مشکل این بازی، تلاش بازی‌ساز برای گنجاندن یک داستان و روایت پوشالی در بازی است. با یک بازی پازل پلتفرمر طرف هستیم که کاملا گیم‌پلی‌محور است و عملا در طول مراحل، سر سوزنی به روایت بازی پرداخته نمی‌شود. تمام هم و غم بازی بر این است که مخاطب، پازل هر مرحله را حل کند که البته در همین زمینه هم مشکلات جدی‌ای وجود دارد که به آن‌ها خواهیم رسید.

با این اوصاف، چه ضرورتی وجود دارد که بازی داستان داشته باشد؟ چه بسیار بازی‌های مستقل و حتی صنعتی گیم‌پلی‌محور که حتی یک خط روایت هم ندارند، اما بازی‌های موفقی هستند، هیچ‌کس این بازی‌ها را ملامت نمی‌کند که چرا داستان و روایت ندارند. پس چه اصراری بوده که به زور چند کات‌سین در لابه‌لای مراحل بازی چپانده شوند؛ کات‌سین‌هایی که سعی در روایت داستانی دارند که نه مخاطب چیزی از آن می‌فهمد و نه احتمالا بازی‌ساز چیزی از آن فهمیده… .

به جرأت می‌توانم بگویم که اگر Terrorarium روایتی نداشت و به طور کامل با یک بازی پازل صرف طرف بودیم، به مراتب بازی بهتری بود؛ چرا که مخاطب در مواجهه‌ی با آن، کمتر دچار سردرگمی می‌شد.

بازی Terrorarium

از مهم‌ترین و اصلی‌ترین مشکل بازی که بگذریم، می‌رسیم به مشکلات گیم‌پلی. در یک بازی پازل پلتفرمر، گیم‌پلی همه چیز است! اگر حتی آن اثر، بهترین داستان و روایت، موسیقی و گرافیک تاریخ را داشته باشد، اما گیم‌پلی‌اش لنگ بزند، بازی مشکل‌داری است. و بالعکس اگر گیم‌پلی روان، لذت‌بخش و حتی اعتیادآمیزی داشته باشد، ولی بقیه‌ی فاکتورها دارای مشکل باشند، می‌توان آن بازی را تحمل کرد و حتی از آن لذت برد.

متاسفانه Terrorarium در زمینه‌ی گیم‌پلی نیز عملکرد ضعیفی از خود نشان می‌دهد. یکی از اساسی‌ترین مشکلات بازی (که همان ابتدا حس می‌شود و مخاطبین را گیج می‌کند)، عدم وجود یک بخش آموزشی (Tutorial) خوب در بازی است. یک بازی پازل اگر نتواند ماهیت پازل‌های خود را برای مخاطب شرح دهد و وی را به درک درستی از گیم‌پلی خود برساند، کارش تمام است، اتفاقی که دقیقا برای این عنوان افتاده است.

بازی Terrorarium در مقایسه با دیگر بازی‌های پازل، به نسبت، گیم‌پلی پیچیده‌تری دارد. مخاطب از طرفی باید پلتفرمینگ بازی را کنترل کند، از طرفی باید مراقب همراهان کوچک قهرمان که گاها تعدادشان خیلی خیلی زیاد می‌شود باشد، از طرف دیگر هم باید به فکر حل پازل باشد. البته که صرف تعدد این وظایف، نقطه‌ی ضعف نیست و حتی می‌توانست عامل جذابیت بازی باشد، اما بازی بدون این‌که توضیح مناسب و مفصلی در مورد هر یک از این وظایف ارائه کند، مخاطب را در محیط بازی رها می‌کند. اندک آموزش نصفه و نیمه‌ی بازی هم بر روی تابلوهایی است که بسیاری از مخاطبین حتی آن‌ها را نمی‌بینند.

مشکل بعدی گیم‌پلی در زمینه‌ی طراحی مراحل است. طراحی مرحله در یک بازی پلتفرمر، بسیار حیاتی است و متاسفانه Terrorarium در این زمینه‌ی حیاتی نیز ضعف دارد. لول‌دیزاین‌های بازی به قدری سطحی و سرسری سر هم شده‌اند که گویی بازی‌ساز صرفا متریال‌های خام موتور را برداشته و در محیط بازی روی هم ریخته، بدون کوچک‌ترین میزانی از تغییر، یا نشانی از خلاقیت.

از طرفی، دوربین بازی نیز ثابت است و قابلیت تغییر زاویه‌ی دوربین وجود ندارد. شکی نیست که دوربین ثابت به خودی خود هیچ نقطه ضعفی نیست، اما بارها پیش می‌آید که گیمر در حین پلتفرمینگ در Terrorarium، قهرمان خود را پشت یا زیر سطوح مختلف گم می‌کند. هیچ هایلایتی برای مشخص کردن قهرمان در این مواقع وجود ندارد و زاویه‌ی دوربین را هم در جهت مشاهده‌ی قهرمان نمی‌توان تغییر داد.

این طراحی مرحله ضعیف را در کنار تنوع رنگی کم Terrorarium قرار دهید. شاید سوال پیش بیاید که چرا تنوع رنگی پایین یک بازی باید از مشکلات آن باشد؟ پاسخ در این است که در چندین مرحله از بازی پیش می‌آید که اهداف پازل در اشیاء پس‌زمینه‌ی خود به دلیل رنگ‌های یکنواخت محو می‌شود و تشخیص آن برای مخاطب و ناظر دشوار خواهد شد. البته باید به برخی باگ‌ها در برخی از مراحل بازی هم اشاره کرد، اما توضیح مفصل آن‌ها از حوصله‌ی این متن خارج است.

مطلب مرتبط: معرفی بازی مستقل Kentucky Route Zero | عجیباً غریباً

مشکل دیگری که در زمینه‌ی گیم‌پلی بازی وجود دارد، پیاده‌سازی ضعیف کنترل بازی بر روی کیبورد است. اگر بازی روی پلتفرم‌های دیگری نیز در دسترس بود، در آن صورت می‌شد برای مثال کنسول‌ها را برای تجربه‌ی Terrorarium پیشنهاد داد. ولی رایانه‌های شخصی (سیستم‌های عامل مک و ویندوز) تنها پلتفرم‌های بازی هستند. در نتیجه، مشکل کنترل بد بازی بر روی کیبورد و جایگذاری نامناسب دکمه‌ها، یک مشکل به شدت جدی است.

از همه‌ی این مشکلات که بگذریم، تازه به مشکل نواهای آزاردهنده‌ی Terrorarium می‌رسیم. به ندرت پیش می‌آید که موسیقی‌های به کار گرفته شده در یک بازی آزاردهنده باشند، چرا که خود بازی‌سازان یا حداقل تیم تسترهایشان، قبل از انتشار حداقل چند بار بازی خود را تجربه می‌کنند، اتفاقی که برای این اثر نیافتاده یا اگر هم افتاده، باید گفت که توسعه‌دهندگان بازی یحتمل مشکل شنوایی داشته‌اند!

موسیقی‌هایی که در مراحل Terrorarium به گوش می‌رسند، تکراری، خسته‌کننده و یکنواخت هستند و مثلثی که از این سه صفت تشکیل می‌شود به قدری تداوم می‌یابد که موسیقی تنها پس از چند مرحله به حد آزاردهنده بودن می‌رسد. از آن‌جایی که صداهای محیطی بازی هم چندان مهم نیستند، بهترین کار در برخورد با Terrorarium قطع کردن صدای آن است.

بازی Terrorarium

در کنار تمام این مشکلات، بی‌انصافی است اگر از قابلیتی که به نظرم تنها نکته‌ی مثبت بازی است سخن نگویم. به سبک بازی‌های دهه‌ی ۲۰۰۰-۲۰۱۰، در Terrorarium یک مود وجود دارد که گیمرها در آن می‌توانند اقدام به طراحی مراحلی به سلیقه‌ی خود کنند و آن را با استفاده از اینترنت با بقیه‌ی مخاطبین بازی به اشتراک بگذارند. ابزار این طراحی مراحل در خود بازی وجود دارد و چندان هم کار کردن با آن سخت نیست.

به جرأت می‌توانم بگویم که مراحلی که در این بخش از بازی تجربه کردم بسیار بسیار لذت‌بخش‌تر از مراحل اصلی بازی بودند. متاسفانه Terrorarium گیمرهای چندانی ندارد و مشکلات فراوانش همان معدود مخاطبین بازی را هم فراری می‌دهد. اما اگر تعدد گیمرها به این بخش رونق ببخشد، به جرأت با تجربه‌ای قابل توجه در میان بازی‌های مستقل امسال طرف می‌شویم.

بازی Terrorarium بازی ضعیفی است. مستقل بودن آن عذری بر مشکلات فراوانش نیست، مشکلاتی که به قدری فراوانند که این سوال را به وجود می‌آورند که آیا توسعه‌دهندگان با چشم و گوش بسته کار می‌کرده‌اند؟ تنها نکته‌ی مثبت بازی، بخش طراحی و اشتراک‌گذاری مراحل است که آن هم برای «گیرایی» به رونقی احتیاج دارد که بازی ندارد و نخواهد داشت.

این نقد توسط نسخه اختصاصی که بازی‌ساز در اختیار ما قرار داده، انجام شده است.

پلتفرمرایانه‌های شخصی
سازندهStitch Media
ناشرStitch Media
سبکپازل، پلتفرمر

نکات مثبت:

  • قابلیت طراحی پازل و به اشتراک‌گذاری آن

نکات منفی:

  • داستان پوشالی، بازی می‌توانست بدون روایت و داستان، عملکرد بهتری داشته باشد.
  • بخش آموزش ضعیف
  • طراحی مراحل ضعیف
  • موسیقی آزاردهنده
  • کنترل بد روی کیبورد
  • طراحی آبجکت‌ها در محیط حل شده و چندان قابل تشخیص نیستند
  • باگ

امتیاز: ۲.۵ از ۱۰

+۱۰

شاید برایتان جذاب باشد

بازی-Nioh-2

نقد و بررسی بازی Nioh 2: The Complete Edition

در فاصله کمتر از یک سال نوبت به نسخه کامل‌ترین یکی از بهترین اکشن نقش‌آفرینی‌های …

۳ نظر

  1. مثکه بازی حسابی اعصابت رو خط خطی کرده

  2. گرافیکش بانمکه هاااا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *